فعالیت فروش – جایی نو

پس از NOUN
فرصت هایی برای فروش سایر موارد مربوط به محصولی که قبلاً فروخته شده است ، به عنوان مثال فرصت هایی برای فروش قطعات و خدمات یک ماشین

بازار خریدار NOUN
وضعیتی که بیشتر از آن وجود داشته باشد تا افرادی که مایل به خرید آن هستند ، بنابراین قیمت ها پایین است و افرادی که مایل به خرید هستند مزیت دارند

پرفروش ترین کالا ها
تعداد درخواست های مشتریان برای یک محصول یا خدمات خاص

PHRASAL VERB
تا تمام پولهایی را که یک فروشگاه در یک روز دریافت کرده ، حساب کرده و بررسی کنید

نرخ سوختگی NOUN
اندازه گیری میزان استفاده مشتری از محصولات جدید یا محصول ، و استفاده از آن متوقف می شود

تماس سرد NOUN
تماس تلفنی غیر منتظره یا بازدید کسی که در تلاش است چیزی را بفروشد

رتبه بندی اعتبار NOUN
اطلاعات مالی در مورد شخصی که یک بانک یا فروشگاه برای تصمیم گیری در مورد وام دادن به آنها یا اعتبار دادن به آنها استفاده می کند

فروش متقابل NOUN
فعالیت فروش کالای جدید که با کالای دیگری که مشتری قبلاً خریداری کرده است همراه است

مراقبت از مشتری NOUN
فعالیت مراقبت از مشتری و کمک به آنها در صورت بروز هرگونه شکایت یا مشکلی

جزئیات NOUN
اطلاعات مربوط به چیزی که برای فروش است ، به خصوص یک خانه

بازاریابی مستقیم NOUN
فروش محصولات به جای پست یا تلفن به جای فروشگاه ها به مردم

تقسیم NOUN
اقدام به حذف واسطه ها مانند خرده فروشان یا بانک ها از زنجیره تأمین با تهیه کالاها و خدمات به طور مستقیم به مصرف کننده

توزیع NOUN
روند تهیه کالاها از یک مکان اصلی به مغازه ها

دم الکترونیکی NOUN
فعالیت فروش چیزها در اینترنت

تبادل VERB
اگر یک فروشگاه چیزی را که شما در آنجا خریداری کرده اید مبادله کند ، به شما امکان می دهد آن را برای چیزی از یک نوع یا ارزش مشابه تغییر دهید ، به عنوان مثال به دلیل آسیب دیدن

شناور NOUN
مقدار کمی پول اضافی به صورت سکه و اسکناس توسط یک مغازه نگهداری می شود تا در هنگام خرید چیزی ، به مشتریان تغییر دهید

حق رای دادن
توافق نامه رسمی برای فروش محصولات یا خدمات شرکت در یک مکان خاص ، در ازای پرداخت یا بخشی از سود

بدون سلام
تجارت فروش محصولاتی که برای محیط زیست مضر نیستند

بازار خاکستری NOUN
تجارت تجارت مخفیانه خرید و فروش کالاها به شکلی غیرقانونی اما از نظر اخلاقی اشتباه است

تضمین VERB
در صورت متوقف کردن کار ، موافقت خود را برای تعمیر یا جایگزین کردن چیزی که شخصی خریداری کرده است

تضمین NOUN
توافق نامه ای مبنی بر اینکه اگر چیزی که خریداری می کنید کار نکند ، تعمیر یا جایگزین می شود ، یا می توانید پول خود را پس بگیرید

سخت فروش NOUN
روشی برای فروش که در آن شخص خیلی سعی می کند مشتریان را ترغیب به خرید چیزی کند

در PHRASAL VERB داشته باشید
اگر یک مغازه چیزی در آن داشته باشد ، در فروشگاه برای شما امکان خرید دارد

خیابان بلند NOUN
انگلیس برای صحبت کردن در مورد مشاغلی که مغازه ها انجام می دهند استفاده می کرد

در هاک PHRASE
چیزی که در آن هاکی است به یک بنگاهدار فروخته شده است (= کسی که در ازای اشیاء پول می دهد)

NOUN بازار
ECONOMICS مکان یا گروه خاصی از افرادی که محصولی به آنها فروخته می شود

بازار NOUN
اقتصاد فعالیت خرید و فروش

تجارت NOUN
تجارت و تنظیم محصولات در فروشگاه ها به شکلی که باعث می شود مردم بخواهند آنها را بخرند

تضمین برگشت پول NOUN
وعده یک فروشگاه یا شرکتی که اگر از چیزی که خریداری کرده اید راضی نباشید ، پول خود را پس می دهد

نیاز به تجزیه و تحلیل ندارد
قبل از ارائه خدمات به آنها ، فرآیند تعیین نیازهای مشتری ، تجارت یا سازمان را انجام دهید

VERB را باز کنید
اگر شخص مشهوری یک مغازه یا ساختمان عمومی را افتتاح کند ، در آنجا ظاهر می شود که بگوید رسماً برای استفاده یا بازدید مردم امکان پذیر است

بسته بندی NOUN
فعالیت قرار دادن محصولات در ظروف به طوری که آنها می توانند در مغازه ها فروخته شوند

طرح پونزی NOUN
یک طرح فروش غیرقانونی هرم که از افرادی که تازه سرمایه گذاری کرده اند برای پرداخت به افرادی که قبلاً سرمایه گذاری کرده اند ، استفاده می کند ، به جای استفاده از سود واقعی برای پرداخت آنها

قیمت VERB
علامت گذاری یک محصول در یک فروشگاه ، به عنوان مثال با یک برچسب ، تا نشان دهد که چقدر هزینه دارد

فراخوان محصول NOUN
عمل حذف کالایی از فروش که می تواند خطر را برای مشتریان ایجاد کند

هرم فروش NOUN
سیستم فروش کالاهایی که در آن شخصی کالای زیادی را خریداری می کند و آنها را با مقادیر کمتری به دیگران می فروشد ، که آنها را حتی در مقادیر کمتری به دیگران می فروشد

محدوده NOUN
گروهی از محصولات از همان نوع که یک شرکت خاص می کند یا یک فروشگاه خاص می فروشد

VERB را به یاد بیاورید
اگر شرکتی محصولی را به یاد بیاورد ، از افرادی که آن را خریداری کرده اند می خواهد آن را برگردانند زیرا مشکلی در آن وجود دارد

NOUN را به یاد بیاورید
موقعیتی که یک شرکت از مردم می خواهد محصولی را برگردانند زیرا مشکلی در آن وجود دارد

راه اندازی مجدد NOUN
تلاش جدید برای فروش یک محصول ، به ویژه با روشی کمی متفاوت

قرارداد خرید مجدد NOUN
توافق نامه ای که در آن شخصی که چیزی را فروخته است موافقت کرده است که در پایان یک دوره ثابت آن را پس انداز کند

فروش مجدد NOUN
وضعیتی که در آن کسی چیزی را که قبلاً خریداری کرده است بفروشد

NOUN خرده فروشی
فروش کالاها به طور مستقیم به t

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>